|
فهرست نويسي
فهرست نويسي فرايندي است كه طي آن مشخصات ظاهري و محتوايي، يعني اطلاعات كتابشناختي مواد و منابع اطلاعاتي روي برگههاي استاندارد يا ركوردهاي ماشينخوان ثبت ميشود (:7 ذيل "فهرستنويسي"). هدف آن ايجاد فهرستي براي بازيابي مواد است. از همينرو، فهرستنويسي يكي از فعاليتهاي مهم كتابداران بهشمار ميرود. بيشتر كاركردهاي كتابخانهها، بهويژه ارائه خدمات، تا اندازه بسيار زيادي با اتكاء بر فهرستنويسي و وجود اطلاعات كتابشناختي سازماندهي شده است.
فهرستنويسي مبتني بر اصول نظري و مجموعهاي از قواعد ملي يا بينالمللي است كه در طول حيات كتابخانهها، بهويژه در دو قرن اخير، شكل گرفته و تحول يافته است.
تاريخچه فهرستنويسي و سير تحول قواعد آن. تاريخچه فهرستنويسي و سير تحول آن را به چهار دوره ميتوان تقسيم كرد:
1. دوران باستان تا قرن هفدهم ميلادي. قدمت فهرستنويسي به اندازه قدمت تاريخ كتابخانههاست. از زمان تشكيل نخستين كتابخانهها نياز به ثبت مشخصات موادي كه در آنها نگهداري ميشد، كتابداران را واداشت تا سياهههايي، هر چند ساده، براي نشان دادن موجودي كتابخانه و يا بازيابي آنها تدوين كنند. نتايج كاوشهاي باستانشناسي در كتابخانه آشوربانيپال* آشكار ساخت كه در سالهاي 1668 تا 626ق.م. مشخصات آثار موجود بر اساس نام اثر، شماره لوح يا لوحهاي مربوط، تعداد سطرها، زير شاخههاي موضوعي، و نمادي از شماره مربوط به مكان قرار داشتن اثر را روي الواح گلين ثبت ميكردند (:27 ج 4، ص 246). مطالعات تاريخي نيز نشان ميدهد كه تهيه فهرست از موجودي منابع در كتابخانه ادفو [1] ، در مصر، طي قرنهاي دوم و سوم ق.م. و نيز در كتابخانه اسكندريه، در 250 ق.م. كاملا رواج داشته است (:5 12). البته شيوه كار و قواعدي كه درگذشتههاي دور مورد استقاده قرار ميگرفت با آنچه در عصر حاضر مطرح است، تفاوت داشت. درگذشتههاي دور، از اصطلاح "فهرستنگاري" براي تنظيم سياهه مجموعه كتابخانهها استفاده ميشد.
با افزايش مجموعه منابع و مواد موجود در كتابخانهها در طول قرنها، بهتدريج فهرستنگاري رو به تكامل گذاشت و بهصورت مهارتي خاص درآمد كه به معلومات جامع نياز داشت. در واقع، فهرستنگاران قرون گذشته دانشمنداني بودند كه برمبناي علاقه خويش يا سفارش ديگران فهرستهايي را از منابع موجود تهيه ميكردند. بهطور مثال، كاليماخوس* در 250ق.م. فهرست مشهور كتابخانه اسكندريه را بر اساس قواعدي ابتدايي تدوين كرد (:5 132).
فهرستنگاري در كشورهاي شرقي، ملل مسلمان، و از جمله ايران نيز سابقهاي كهن دارد. هر چند كه از فهرستهاي گذشته آثار چنداني باقي نيست، اما از تعداد اندكي كه بر جاي مانده ميتوان نتيجه گرفت كه اين فن در ميان برخي ملل جايگاه ويژهاي داشته است. الفهرست* اثر ابن نديم* (قرن 4 قمري) يكي از فهرستهاي موضوعي شايان توجه است كه نشاندهنده اهميت و كيفيت فهرستنگاري در تاريخ گذشته كشورهاي اسلامي است (:3 ج 1، ص 86-87).
2. قرن هفده و هجده ميلادي. حركتهاي جدي براي ضابطهمند كردن قواعد فهرستنويسي از قرن هفدهم آغاز شد (255:37). نكته مهم در اين حركتها آن بود كه فهرستنگاران كاركرد اصلي فهرست را بازيابي آسان و سريع آثار ميدانستند. جانديوري [2] در قرن هفدهم و فردريك روستگارد دانماركي در قرن هجدهم، از جمله كتابداراني بودند كه در تدوين قواعد فهرستنويسي براي بازيابي آسانتر كتابها پيشرو بودند. در قرن هجدهم، فهرست كتابخانهها كمي از شكل سياهههاي ساده كه موجودي مجموعهها را نشان ميداد، خارج گرديد و استفاده از شناسه نام خانوادگي مؤلف براي تنظيم فهرست و بهمنزله ابزار بازيابي كاملا معمول شد. در همين قرن، برگههاي چاپي و شناسههاي تحليلي نيز كاربرد يافت. آبه روزيه [3] فرانسوي در 1743 با هدف تنظيم آسانتر مدخلها در فهرست، استفاده از برگه را در فهرست برگهاي (برگهدان) [4] كتابخانه فرهنگستان علوم پاريس و كتابخانه سلطنتي آغاز كرد. تا پيش از اين تاريخ، فهرست كتابي [5] رواج داشت (:6 ؛7 :14 22).
نخستين قواعد ملي فهرستنويسي پس از انقلاب كبير فرانسه و سپردن مجموعههاي خصوصي و مصادره شده به كتابخانه ملي (سلطنتي سابق) تدوين شد. در انگلستان، نخستين فهرست چاپي كتابخانه موزه بريتانيا ــ كه كتابخانه ملي اين كشور محسوب ميشد ــ در 1787 تهيه شد. اين فهرست به دليل ساختار و شيوه تنظيم آن و نيز قواعدي كه براي آن تدوين شده بود، هنوز هم مشهور است (:25 16). در ايالات متحده امريكا، فهرست دانشگاه يِيل در 1790، از نخستين فهرستهاي معتبر كتابخانهاي محسوب ميشود.
3. قرن نوزده. در ميان كشورهاي غربي، انگلستان از نخستين كشورهايي بود كه در نيمه اول قرن نوزدهم بهطور جدي بحثهايي را درباره قواعد فهرستنويسي مطرح ساخت. پس از تصويب لايحه كتابخانههاي عمومي در ،1850 فهرستهاي مهمي از منابع كتابخانههاي عمومي، از جمله كتابخانه عمومي بيرمنگام (1869) و ليورپول (1875) تهيه شد. در ابتداي اين قرن نيز فهرست ردهاي [6] باب شده بود، اما فهرست واژهنامهاي [7] (يعني درهمكرد شناسههاي مؤلف، عنوان، و موضوع) هنوز ناشناخته بود (22:14). در عين حال، نوعي فهرست موضوعي داراي كليدواژه ساخته شد كه براي ايجاد تمايز ميان كتابهاي مؤلفان همنام مفيد بود.
رخداد مهم قرن نوزدهم در حوزه فهرستنويسي، تدوين قواعد معروف به 91 قاعده بود كه در 1841 توسط آنتوني پانيتسي* (1797-1879)، كتابدار ايتالياييالاصل موزه بريتانيا، براي تهيه يك فهرست كتابي از منابع آن كتابخانه تدوين شد. توجه به هدفهاي فهرست و اصول زيربنايي فهرستنويسي از مهمترين ويژگيهاي قواعد موزه بريتانيا بود (:6 38؛ :28 17). چند سال بعد، چارلز جوئت، كتابدار كتابخانه اسميت سونيان [8] ، اقدام به تدوين قواعدي براي به ضابطه درآوردن سرعنوانهاي موضوعي در يك فهرست كرد. قواعد 31 گانه وي عمدتآ بر قواعد پانيتسي مبتني بود. جوئت همچنين پيشنهادهايي براي همكاري و تمركز در امور فهرستنويسي از طريق تهيه و تدوين فهرست مشتركي براي چندين كتابخانه ارائه داد.
بدون ترديد، پس از پانيتسي، چارلز امي كاتر* (1837-1903)، شناخته شدهترين كتابداري بود كه قواعدي نسبتآ كامل براي فهرستنويسي تدوين كرد. او در 1876 مجموعه قواعد مشهور خود را براي فهرست واژهنامهاي در امريكا ارائه داد؛ قواعدي كه با توجه به هدفهاي تدوين شده براي فهرست تأثير بسياري بر ساير قواعد پس از خود، بهويژه قواعد انگلوامريكن، داشت (23:14).
4. قرن بيستم. پس از كاتر، تلاش براي تكامل قواعد منسجمتر سرعت گرفت و مجموعهاي از قواعد مختلف در طول سالهاي بعد تا عصر حاضر تدوين شد كه عبارتند از: >قواعد انگلو ـ امريكن <[9] (1908)؛ >قواعد كتابخانه واتيكان <[10] (1920)؛ >پيشنويس قواعد فهرستنويسي انجمن كتابداران امريكا <[11] (1941)؛ >قواعد فهرستنويسي توصيفي كتابخانه كنگره <[12] (1949)؛ >قواعد انجمن كتابداران امريكا: شناسههاي مؤلف و عنوان <[13] (1949)؛ >قواعد فهرستنويسي انگلو امريكن <[14] (1967)، >ويرايش دوم قواعد فهرستنويسي انگلو امريكن < (1978)؛ و متن بازنگري شده ويرايش دوم قواعد فهرستنويسي انگلو امريكن (1988) و اصلاحات جديدتر آن. همه اين تلاشها نشاندهنده حركت مداوم جامعه فهرستنويسان در تدوين قواعد فراگير و معيارين است. هنسون [15] و جي [16] ، چان، و فتاحي روند شكلگيري قواعد فهرستنويسي را به تفصيل بررسي كردهاند (:6 37-52؛ :14 20-33؛ :25 13-54؛ :27 ج 4، ص 242-305). اشاره به اين نكته لازم است كه در ميان قواعد گوناگون، قواعد فهرستنويسي انگلوامريكن 2 به دليل جامعيت محتوا و نيز پشتيباني آن توسط كتابخانههاي ملي و انجمنهاي كتابداري چهار كشور بزرگ انگليسي زبان (امريكا، انگلستان، كانادا، و استراليا) مورد استقبال بسياري از كشورها حتي كشورهاي غيرانگليسي زبان قرار گرفته و كاربردي بينالمللي يافته است. اين قواعد اكنون به بيش از بيست زبان ملي، از جمله فارسي ترجمه و منتشر شده است (:14 ؛33 :27 ج4، ص 248).
در طول نيمه دوم قرن بيستم چند رخداد مهم بينالمللي در حوزه فهرستنويسي به وقوع پيوست كه تأثير زيادي بر روند شكلگيري قواعد داشت. كنفرانس بينالمللي اصول فهرستنويسي [17] (پاريس: 1961) كه با شركت نمايندگان بسياري از كشورها از جمله ايران تشكيل شد، تلاش كرد تا اصول اساسي و مورد توافق جهاني را براي تدوين يا بازنگري قواعد فهرستنويسي ملي و بينالمللي تدوين كند. >قواعد فهرستنويسي انگلو امريكن < (1967)، مبتني بر اصول تدوين شده در اين كنفرانس بود. گردهمايي بينالمللي كارشناسان فهرستنويسي [18] در 1969 نيز يكي از اقدامات مهم براي ضابطهمند كردن برخي مسائل و ارائه پيشنهاد براي تدوين يك استاندارد بينالمللي براي توصيف مواد كتابخانهاي بود. اين استاندارد سرانجام در 1971 با عنوان >استاندارد بينالمللي توصيف كتابشناختي* (آي.اس.بي.دي.) < منتشر شد. اين استاندارد از مهمترين اقدامات بينالمللي براي معيارين كردن شيوه توصيف، و ايجاد نظم و ترتيب اطلاعات كتابشناختي، و ارائه قواعد نشانهگذاري يكدست براي فهرستنويسي توصيفي بهشمار ميرود كه با انتشار قواعد كلي آي.اس.بي.دي. در 1977 دنبال شد و به تدوين خانوادهاي از اين استانداردها براي انواع شكلهاي منابع اطلاعاتي منتهي شد (:6 46؛ :7 ذيل "استاندارد بينالمللي كتابنامهنويسي"؛ :14 29؛ :15 ج،1 ص 162-163؛ 23).
يكي ديگر از رخدادهاي بسيار مهم نيمه دوم قرن بيستم استفاده از رايانه در فهرستنويسي بود كه از سوي كتابخانه كنگره و با طرح فهرستنويسي ماشينخوان (مارك*) آغاز شد. اين طرح بهصورت آزمايشي از اوايل دهه 1960 و بهمنظور تهيه فهرستبرگههاي چاپي توسط رايانه شروع و پس از كسب موفقيت دنبال شد. تهيه و توزيع نوارهاي مغناطيسي مارك از 1966 در سطح ايالات متحده و سپس برخي كشورهاي ديگر باعث شد تا كتابداران بهتدريج از رايانه براي سرعت دادن به فهرستنويسي منابع خود استفاده كنند (:6 409-410؛ :14 258-260). طرح مارك علاوه بر كتابخانه كنگره، از سوي كتابخانههاي ملي تعداد ديگري از كشورها، از جمله ايران، توسعه و تكامل يافته است. اكنون تعداد زيادي مارك ملي و نيز يك مارك بينالمللي، يعني يوني مارك [19] ايجاد شده است و مورد استفاده قرار ميگيرد. در دهه 1970، استاندارد آي.اس.بي.دي. و ويرايش دوم قواعد فهرستنويسي انگلو امريكن (1978) بهصورتي تدوين شدند كه با طرح فهرستنويسي ماشينخوان (مارك) همخواني داشته باشد.
شايد يكي از مهمترين رخدادهاي اخير در قلمرو فهرستنويسي، برگزاري كنفرانس بينالمللي "اصول فهرستنويسي انگلو امريكن2 و آينده آن" [20] باشد كه در 1997 در كانادا و با هدف بازنگري در اين قواعد و همخوان كردن آنها با تحولات جاري از سوي انجمنهاي كتابداري امريكا، كانادا، انگلستان، و استراليا و مشاركت برخي كتابخانههاي ملي اين كشورها برگزار شد. اين كنفرانس چه از ديدگاه نظري و چه به لحاظ عملي دستاوردهاي مهمي را براي تدوين قواعد جديد براي محيطهاي الكترونيكي در بر داشت (:10 39-54؛ 35).
علاوه بر رخدادهاي فوق، به نقش برخي سازمانهاي فعال در قلمرو سازماندهي نيز بايد اشاره كرد. در ميان سازمانها و مراكزي كه تأثير بسيار زيادي بر تحولات فهرستنويسي در سطح جهان داشتهاند ميتوان از كتابخانه كنگره امريكا نام برد. اين كتابخانه در تدوين قواعد فهرستنويسي انگلوامريكن سهم بسزايي داشته است؛ همچنين خدمات مهم و گستردهاي در امور فني و توزيع فهرستبرگههاي چاپي (از آغاز قرن بيستم) و چاپ و فروش >فهرستگان ملي امريكا(ان.يو.سي.) <[21] كه يكي از مهمترين ابزارهاي فهرستنويسي است، ارائه داد. توزيع نوارهاي مارك از 1968، و در دهه اخير توزيع لوح فشرده مارك و ليزركت [22] نيز از ديگر خدمات است.
تشكيل فدراسيون بينالمللي انجمنهاي كتابداري (ايفلا)* و بهويژه بخش فهرستنويسي آن نقش مهمي در شكل دادن به حركتهاي مشترك بينالمللي در حوزه فهرستنويسي داشته است. بهطور معمول، هر سال در كنفرانس عمومي ايفلا، بخش فهرستنويسي آن ميزگردهايي با شركت صاحبنظران كشورهاي مختلف برگزار ميكند و طرحهايي را براي بررسيهاي كارشناسان تصويب مينمايد. ايفلا در حال حاضر طرحي را در دست اقدام دارد كه هدف آن تدوين مجموعه واحدي از قواعد فهرستنويسي بينالمللي براي همه كشورهاست. بههمين منظور، ايفلا براي حركت به سوي اين هدف و تحقق آن همايشهاي منطقهاي برگزار ميكند. در كشورهاي مختلف، كتابخانه ملي و يا كميته ملي فهرستنويسي فعاليتهايي را جهت برطرف كردن مشكلات موجود در قواعد فهرستنويسي و يا تدوين قواعد جديد انجام ميدهند. "كميته فهرستنويسي انجمن كتابداران امريكا: توصيف و دستيابي" [23] نيز در زمينه مطالعه قواعد فهرستنويسي، بازنگري در آنها، و برگزاري كارگاههاي آموزشي براي بازآموزي فهرستنويسان اين كشور بسيار فعال است (19).
مروري بر تاريخچه قواعد فهرستنويسي نشان ميدهد كه اين قواعد روندي تكاملي داشته و بهتدريج در طول زمان شكل گرفته است. نكته قابل تأكيد آنكه اين قواعد برمبناي اصول، هدفها، و كاركردهاي مورد انتظار از فهرست، وضع شده و هر يك مفهوم مشخصي را باز مينماياند. به بياني ديگر، كتابداران همواره در تلاش بودهاند كه مجموعه كاركردهاي خود را در چارچوبي قانونمدار و بر اساس اصولي خاص تدوين كنند تا از آن طريق، نتيجه كار آنها يعني فهرست كتابخانه از انسجام، وحدت، و كارآيي بيشتري برخوردار باشد. بدين ترتيب، آشنايي با اصول فهرستنويسي يكي از مباحث اصلي اين قلمرو بهشمار ميآيد.
اصول فهرستنويسي. اصول يعني مجموعه مفاهيم و قوانيني كه زيربناي انديشه و عمل را تشكيل ميدهد. در زمينه فهرستنويسي، اصول يعني مجموعهاي از مفاهيم بنيادي كه چارچوب تدوين قواعد فهرستنويسي را مشخص ميسازد. به بيان ديگر، هر قاعده فهرستنويسي بر اساس يكي از اصول تدوين ميشود. توجه به اصول در واقع به معناي كاربرد بنيانهاي نظري در سازماندهي دانش است و استحكام قواعد كتابداري را براي ضابطهمند كردن جهان كتابشناختي [24] نشان ميدهد.
در اين بخش، با توجه به گسترش اصول فهرستنويسي انگلو امريكن، چند اصل مهم كه بر بنياد اصول پاريس ()1961 شكل گرفته است به اختصار مورد اشاره قرار ميگيرد (30):
1. هدفها و كاركردهاي فهرست. هدف فهرستنويسي، ثبت اطلاعات كتابشناختي (توصيفي و محتوايي) هر نوع ماده يا منبع اطلاعاتي (اعم از كتاب و ساير شكلهاي منابع) براي ايجاد فهرست كتابخانه است تا از آن طريق مراجعان بتوانند با داشتن حداقل اطلاعات، آثار موردنظر خود را به سرعت و آساني بيابند. بدين ترتيب، هدفهاي فهرستنويسي با هدفهاي خود فهرست پيوند ميخورد. كاتر (1876) از نخستين كتابداراني بود كه اين هدفها را بهصورتي عينيتر به شرح زير مدون كرد (:1 131؛ :6 39). از ديدگاه او، فهرست كتابخانه ابزاري است كه: 1) فرد را قادر ميسازد تا كتابي را با يكي از مشخصات مؤلف، عنوان، و موضوع بيابد؛ 2) نشان دهد كه كتابخانه از يك مؤلف معين، درباره يك موضوع معين، و از يك شكل نوشته معين چه دارد؛ و 3) به فرد در انتخاب يك كتاب از نظر ويرايش (كتابشناختي) و از نظر ويژگي خاص آن مدد ميرساند. سيمور لوبتسكي (1898-2003) نيز اين هدفها را بهشكل منسجمتري كامل كرد و در گزارش كنفرانس پاريس (1961) با عنوان "كاركردهاي فهرست" مطرح ساخت. بر اين اساس، هدفهاي فهرست در دو مقوله كلي مشخص شد: الف) بازيابي كتابهايي كه پديدآورنده، عنوان، يا موضوع آنها مشخص است؛ و ب) گردآوري آثار يك پديدآورنده و نيز ويرايشهاي آثار وابسته به آن در كنار هم (30). قواعد فهرستنويسي انگلوامريكن2 هدف فهرست را چنين بيان ميكند: "ذكر خصوصيات مهم يك اثر بدين منظور كه از ساير آثار تشخيص داده شود و حدود محتوا و رابطه كتابشناختي آن با ساير آثار معلوم گردد" (20).
2. مبناي توصيف[25] . قواعد انگلوامريكن2 مبناي توصيف را ماده در دست فهرستنويسي و نه اثر اوليه يا مادر ميداند. به بيان ديگر، اطلاعات لازم براي توصيف اثر بايد از خود آن برگرفته شود. در عين حال، اين قواعد بهمنظور ايجاد دسترسي به "اثر اوليه" يا "اثر مادر" كه ماده در دست فهرستنويسي وابسته به آن است، اصل "عنوان قراردادي" و اصل انتخاب شناسهها بر اساس "اثر اوليه" را پيشنهاد ميكند (:10 39-؛54 :25 39). البته در مورد نشريههاي ادواري و مواد الكترونيكي ماده در دست فهرستنويسي نميتواند اطلاعات لازم براي توصيف را در اختيار فهرستنويس قرار دهد.
3. ساختار فهرست. ساختار فهرست يعني طرح و شيوهاي خاص كه بر اساس آن مجموعه فهرستبرگهها يا ركوردهاي ماشينخوان در يك فايل تنظيم شده باشد. ساختار فهرست در تحقق هدفهايفهرست و دسترسي آسان و سريع جستوجوگران به اطلاعات موردنياز نقش مهمي دارد. بر اساس اصول پاريس، ساختار فهرست را انواع مدخل ها (ركوردهاي پديدآورندگان، عنوانها، فروستها، و موضوعها) و شيوه تنظيم اين مدخلها تشكيل ميدهد. اين شيوه معمولا الفبايي است كه بهصورت درهمكرد (واژهنامهاي) و يا مجزا (پديدآورنده/ عنوان/موضوع و يا پديدآورنده/عنوان ـ موضوع) تنظيم ميشود. بههمين دليل اصولي چون سرشناسه، شناسههاي افزوده، شكل نامها، ارجاعهاي نام، سرعنوانهاي موضوعي، و ارجاعهاي مربوط، در تشكيل ساختار موردنظر نقش مهمي دارند (:25 181).
4. سرشناسه[26] و شناسههاي افزوده[27] . سرشناسه يكي از اصول مهم قواعد انگلوامريكن2 است. علل انتخاب يكي از شناسهها (مثلا نام پديدآور اصلي) به منزله سرشناسه يك اثر بهشرح زير است: 1) سرشناسه مهمترينعنصر براي نشان دادن ارتباط مستقيم ميان يك اثر و خالق (پديدآورنده) آن است؛ 2) سرشناسه عنصر مناسبي براي ناميدن هر اثر و يا استناد به آن است؛ و 3) سرشناسه عنصر مهمي براي شناسايي و بازيابي آثار بهصورت يكدست در فهرستها و كتابشناسيها بهشمار ميرود. در عين حال، بحثهايي جدي نيز پيرامون ابقا يا حذف اصل سرشناسه در ميان صاحبنظران فهرستنويسي مطرح است (:10 41؛ :12 8-22؛ :25 182-189). شناسههاي افزوده نيز (مانند عنوان، مترجم، فروست) ساير عناصري هستند كه مشخص كردن آنها به منزله نقاط بازيابي[28] اثر بسيار مهم است. به دليل اهميت سرشناسه و شناسههاي افزوده،فصل 21 قواعد فهرستنويسي انگلوامريكن به آنها اختصاص يافته است.
5. عنوانهاي قراردادي[29] . عنوان قراردادي عبارت است از:
عنوان ويژهاي كه اثر با آن بهتر شناخته ميشود. انواع عنوان قراردادي عبارت است از: نام كتابهاي آسماني و متون مقدس، عنوان آثار كهن و كلاسيك، آثار كهن بدون مؤلف[30] ، و
آثار موسيقي. اين عنصر ميتواند آثار وابسته به يك اثر (انواع ويرايشها، ترجمهها، خلاصهها، شرحها، و مانند آنها) را نيز در فهرست كنار هم قرار دهد. اين اصل براي انسجام و كارآيي فهرست اهميت دارد، زيرا آثار بسياري وجود دارد كه وابسته به هم هستند و ارتباط آنها با هم بايد براي استفادهكننده فهرست نشان داده شود. به همين دليل فصل 22 قواعد فهرستنويسي انگلوامريكن2 به اين اصل اختصاص دارد.
6. نام يكدست براي اشخاص[31] . منظور از آن انتخاب شكل مناسبتر نام از ميان انواع شكلهاست (مثلا نام واقعي، نام مستعار، كنيه، لقب، و مانند آنها) كه با هدف گردآوري همه آثار يك پديدآورنده كنار هم در فهرست اِعمال ميشود؛ و براي انسجام فهرست و بازيابي بهتر آثار هر پديدآورنده اهميت زيادي دارد. فرايند كنترل مستند نامها[32] به همين منظور در فهرستنويسي انجام ميگيرد (:2 234-245).
7. شكل و محتواي شناسه نامها[33] . اينكه نامها به چه صورت در شناسهها (سرشناسه و شناسههاي افزوده) ثبت شود براي توفيق در جستوجو و بازيابي اطلاعات در فهرستها مهم است. براي مثال انتخاب شكل مناسب يا به اصطلاح شكل اشهر نام از ميان انواع شكلها (لقب، كنيه، و نام مستعار) و چگونگي نوشتن نام پيامبران، ائمه، شاهان و فرمانروايان، سازمانها، و مانند آنها مربوط به اين اصل است. همچنين مطرح ميشود كه آيا بهتر است نام كوچك افراد را بهطول كامل پس از نام اشهر آنها آورد يا حرف اول نام كوچك كافي است؛ و يا آنكه تاريخ تولد و وفات و حتي تخصص افراد بهدنبال آن افزوده گردد يا نه.
زمينهها و گرايشهاي كار در فهرستنويسي. قلمرو حرفه فهرستنويسي بهتدريج و در طول چند دهه اخير به لحاظ نظري و عملي گسترش قابل توجهي يافته است. دو زمينه عمده فهرستنويسي عبارتند از: فهرستنويسي توصيفي و فهرستنويسي موضوعي. در عين حال، برخي زمينهها و گرايشهاي مطرح در فهرستنويسي كه محتواي آموزش فهرستنويسي و متون تخصصي آن را تشكيل ميدهند شامل موارد زير است: فهرستنويسي منابع ديداري ـ شنيداري، فهرستنويسي نسخههاي خطي*، فهرستنويسي نشريههاي ادواري، فهرستنويسي منابع الكترونيكي و اينترنتي، فهرستنويسي پيش از انتشار (فيپا)*، فهرستنويسي تعاوني، مستندسازي*، طرح فهرستنويسي ماشينخوان (مارك)، و طرح ابرداده. بايد اشاره كرد كه در مقايسه با فهرستنويسي كتابها، و تا دهه اخير فهرستنويسي ساير منابع، از جمله مواد ديداري ـ شنيداري، پيايندها، و نشريههاي ادواري چندان مورد توجه كتابخانهها نبوده و به لحاظ تاريخي نيز پرداختن به فهرستنويسي اينگونه مواد ديرتر آغاز شده است. در عين حال، فهرستنويسي منابع الكترونيكي و اينترنتي در سالهاي اخير اهميت فراوان يافته است. در اين بخش تنها برخي از اين زمينهها كه در حال حاضر از جايگاه مهمتري برخوردارند به اختصار شرح داده ميشود.
1. فهرستنويسي توصيفي[34] . تأكيد فهرستنويسي توصيفي بر ثبت و ارائه ويژگيهاي عمومي آثار از نظر مشخصات ظاهري و فيزيكي (مادي) استوار است. اطلاعات مربوط به پديدآورنده اصلي، عنوان، ساير پديدآورندگان اثر، ويرايش، مكان نشر، ناشر و تاريخ نشر، دادههاي مربوط به حجم و ويژگيهاي فيزيكي و اطلاعات سلسله انتشارات (فروست) و يادداشتهاي عناصر، فهرستنويسي توصيفي را تشكيل ميدهند. اين عناصر به ترتيب خاص و با نشانهگذاري معيارين بهدنبال هم روي برگه فهرست يا در ركورد الكترونيكي (ماشين خوان) ثبت ميشوند تا از طريق آنها كاركردهاي چندگانه فهرست تحقق يابد. همچنين تصميمگيري در مورد شناسههاي اصلي(سرشناسه) و شناسههاي افزوده، كه ابزار بازيابي اثر در فهرست هستند و نيز تعيين شكل مناسب براي اين شناسهها (نامها و عنوانها) در محدوده فهرستنويسي توصيفي قرار ميگيرد. مهمترين ابزار براي فهرستنويسي توصيفي، قواعد فهرستنويسي انگلوامريكن2 است. اين منبع، سه سطح متفاوت را براي توصيف پيشنهاد ميكند كه هر يك مقدار اطلاعات لازم براي درج در ركورد را مشخص ميسازد. براي مثال سطح اول توصيف و نشانههاي توصيه شده آي.اس.بي.دي. بهصورت زير است:
الف. سطح اول توصيف. عنوان اصلي نخستين شرح پديدآور، در صورتي كه از نظر شكل يا تعداد با سرعنوان شناسه اصلي تفاوت داشته باشد يا در صورتيكه سرعنوان شناسه اصلي موجود نباشد.ـ شرح ويرايش.ـ مشخصات مادي (نوع انتشار).ـ نخستين ناشر و جز آن.ـ تاريخ نشر و جز آن.ـ تعداد جلدها يا صفحات.ـ يادداشت(ها).ـ شماره استاندارد.
ب. سطح دوم توصيف. عنوان اصلي ]نوع كلي ماده[ = عنوان به زبان ديگر: ساير اطلاعات عنوان/ نخستين شرح پديدآور؛ شرح پديدآورهاي بعدي.ـ شرح ويرايش/ نخستين شرح پديدآور مربوط به ويرايش.ـ مشخصات مادي (نوع انتشار).ـ نخستين محل نشر و غيره: ناشر و غيره، تاريخ انتشار و غيره.ـ اندازه (تعداد جلدها يا صفحات) اثر: ساير جزئيات ظاهري؛ ابعاد.ـ (عنوان اصلي فروست / شرح پديدآور مربوط به فروست، شماره آي.اس.اس.ان. فروست؛ شماره فروست. عنوان فروست فرعي، شماره آي.اس.اس.ان. فروست فرعي؛ شماره فروست فرعي).ـ يادداشت(ها). شمارههاي استاندارد.
ج. سطح سوم توصيف. براي سومين سطح توصيف تمام عناصر تنظيم شده در فصل اول انگلوامريكن2 را كه ميتوان براي اثر در دست توصيف بهكار بست، برگزيده ميشود(56:16).
2. فهرستنويسي موضوعي[35] . بسياري از استفادهكنندگان كتابخانهها، بهويژه پژوهشگران و متخصصان با هدف يافتن آثار در يك موضوع مشخص به جستوجو در فهرست كتابخانه ميپردازند. به همين دليل، علاوه بر سرشناسه، شناسههاي افزوده و ساير اطلاعات توصيفي كه در ركورد كتابشناختي درج ميشود، لازم است شناسههاي موضوعي كه نشاندهنده محتواي اثر است نيز به اطلاعات ركورد اضافه شود. از شناسههاي موضوعي براي بازيابي آثار در يك موضوع معين، گردآوري آثار هم موضوع در كنار هم، و نيز اختصاص شماره رده[36] استفاده ميشود.
بنابراين، فهرستنويسي موضوعي يعني بررسي آثار از نظر محتواي آنها، تشخيص موضوع يا موضوعهاي مناسب براي آنها و بيان آن موضوعها در قالب اصطلاحها و عبارتهايي كه به بهترين وجه نشاندهنده محتوا باشد. اهميت و ظرافت اين فرايند از آنروست كه به توانايي تحليل محتوا، تخصص نسبي موضوعي، مطالعه زياد، آشنايي با آثار مختلف، دانش زبانشناسي، و جز آن نياز دارد. به همين جهت، فهرستنويسي موضوعي را ميتوان تا اندازهاي يك كار پژوهشي بهشمار آورد.
مهمترين ابزاري كه در فهرستنويسي موضوعي مورد استفاده قرار ميگيرد فهرست سرعنوانهاي موضوعي است. اين اثر فهرستي الفبايي از سرعنوانهاي موضوعي پذيرفته شده (مجاز)، موضوعهاي پذيرفته نشده (ارجاعهاي مترادف) و نيز سرعنوانهاي اعم و اخص و مرتبط است كه در مجموع به فهرستنويس در اختصاص موضوع مناسب و تهيه ارجاعهاي لازم در فهرست كمك ميكند (:14 95-100).
3. فهرستنويسي پيش از انتشار. بهدليل افزايش حجم كارهاي فهرستنويسي و هزينهبر بودن آن و نيز بهمنظور سرعت بخشيدن و استاندارد كردن فهرستنويسي، كتابخانه كنگره امريكا در 1958 طرحي را با عنوان "فهرستنويسي در مأخذ"[37] بهصورت آزمايشي بهاجرا گذاشت. در سالهاي بعد اين طرح به شكل گستردهتر با مشاركت ناشران امريكايي و با عنوان "فهرستنويسي پيش از انتشار" ادامه يافت. اكنون در بسياري از كشورها، از جمله ايران، برنامه فهرستنويسي پيش از انتشار از سوي كتابخانههاي ملي اجرا ميشود. با درج مجموعهاي پايه از اطلاعات كتابشناختي (مانند فهرست توصيفي، تحليلي، و شماره رده) در پشت صفحه عنوان كتابها، فهرستنويسان قادر شدهاند بهطور قابل ملاحظهاي بر سرعت و يكدستي كار بيفزايند (:8 375-430؛ 14؛ 239؛ 32). اين امر از ارزش افزوده نسبتآ بالايي برخوردار است.
4.فهرستنويسي تعاوني[38] . راهكار ديگري كه كتابخانهها براي حل مشكل حجم و هزينه زياد كارهاي فهرستنويسي، جلوگيري از دوبارهكاري، و ايجاد يكدستي در كار پيش گرفتهاند، فهرستنويسي به شكل تعاوني است. فهرستنويسي تعاوني يعني همكاري كتابخانهها با يكديگر براي تهيه ركوردهاي كتابشناختي مجموعه منابع خود و انجام امور مستندسازي نامها و سرعنوانهاي موضوعي بهصورتي كه كتابخانههاي عضو طرح تعاوني بتوانند به راحتي از ركوردهاي تهيه شده براي نظام خود استفاده كنند. برنامه فهرستنويسي تعاوني كه از سوي كتابخانه كنگره پشتيباني و هدايت ميشود مورد استقبال بسياري از كتابخانههاي غرب قرار گرفته است (:4 325-333؛ :14 233-238).
5. فهرستنويسي قراردادي[39] . بسياري از كتابخانهها ترجيح ميدهند كه بهجاي گماردن تعدادي از نيروهاي خود به فهرستنويسي و صرف هزينه زياد، از خدمات قراردادي مؤسسهها يا اشخاص خارج از كتابخانه استفاده كنند. خدمات قراردادي ميتواند شامل فهرستنويسي بنيادي[40] (يعني اثر قبلا در جاييفهرستنويسي نشده است)، فهرستنويسي نسخهبرداري[41](يعني رونويسي از ركوردهايي كه قبلا تهيه شدهاند)، و يا هردو مورد باشد. استفاده از اين نوع خدمات ميتواند از حجم زياد كتابهاي فهرست نشده و يا در انتظار فهرست بكاهد و دسترسي مراجعان را به منابع كتابخانه سريعتر كند. البته لازم است در مورد كيفيت كار فهرستنويسي قراردادي اطمينان كامل حاصل شود (:28 17).
6. فهرستنويسي رايانهاي[42] . همانگونه كه پيشتر اشاره شد، طرح فهرستنويسي ماشينخوان (مارك) موجب تحول قابل ملاحظهاي در فرايند سازماندهي شد. علاوه بر سرعت بخشيدن به فهرستنويسي كه از طريق نسخهبرداري از ركوردهاي كتابشناختي موجود در نوارهاي مارك حاصل ميشد، استفاده از اين امكان، بسياري از كتابخانههاي بزرگ و متوسط را به اين فكر انداخت كه براي فهرستنويسي بنيادي و تشكيل پايگاه اطلاعات كتابشناختي خود نيز از رايانه بهرهگيري كنند.
ورود شركتهاي خصوصي طراح نرمافزارهاي كتابخانهاي و تكامل اين نوع نرمافزارها محيط بخشهاي فهرستنويسي را در كتابخانهها بهكلي دگرگون و از حالت سنتي خارج كرد. تأسيس شبكه كتابشناختي اُ.سي.ال.سي.[43] در ايالت اوهايو در امريكا و توسعه خدمات فروش ركوردهاي ماشينخوان آن از راه دور نيز موجب توسعه اين دگرگوني در فرايند كار شد. گسترش خدمات متنوع مؤسسه اُ.سي.ال.سي. در ايجاد دسترسي آسان به اطلاعات كتابشناختي، بهويژه برنامه ورُدكت[44] آن در محيط وب كه حتي دسترسي كاربران نهايي را نيز به اطلاعات كتابشناختي فراهم ميكند، تحولي بسيار عمده در قلمرو فهرستنويسي در سطح جهاني بهشمار ميآيد. همچنين، ايجاد و فروش پايگاههايي نظير سي.دي.مارك از سوي كتابخانه كنگره كمك بزرگي به كتابخانههايي محسوب ميشد كه ميل داشتند بهجاي اتصال مستقيم به شبكه اُ.سي.ال.سي. و يا كتابخانه كنگره، بهصورت غيرپيوسته، اما با صرف هزينه كمتر به اطلاعات ركوردهاي ماشينخوان دسترسي داشته باشند. بعدها، پايگاههاي كتابشناسي ملي در كشورهاي مختلف، از جمله پايگاه كتابشناسي ملي ايران روي لوح فشرده و نيز شبكهها و پايگاههاي اطلاعات فهرستنويسي ديگري به جمع امكانات در دسترس كتابخانهها پيوستند.
اكنون ميز كار فهرستنويسان شامل يك دستگاه رايانه يا به اصطلاح "ايستگاه كاري فهرستنويسان"[45] با انواع پايگاههاي اطلاعات كتابشناختي، پايگاههاي فهرستهاي مستند نامها و سرعنوانهاي موضوعي، طرحهاي ردهبندي، دستنامه قواعد فهرستنويسي، و امكان اتصال به اينترنت و انتقال اطلاعات است. بدون اين امكانات و بدون آموزشهاي لازم، فهرستنويسان كارآيي لازم براي سازماندهي را ندارند (:14 252-255).
7. فهرستنويسي منابع الكترونيكي و اينترنتي. اگرچه فصل نهم قواعد انگلوامريكن (ويرايش دوم، 1978)، دستورالعملهاي لازم را براي فهرستنويسي فايلهاي ماشينخوان ارائه ميداد، اما افزايش تنوع در اينگونه منابع در دهه 1980 و بهويژه در دهه 1990 باعث شد تا اصلاحات و اضافات لازم در قواعد انگلوامريكن2 بهوجود آيد. استاندارد بينالمللي توصيف كتابشناختي مواد الكترونيكي[46] نيز دستورالعملهاي لازم براي توصيف اين گونه منابع را ارائه ميدهد. در طول دهه گذشته نيز كتابها، دستنامهها، و مقالههاي بسياري در زمينه فهرستنويسي منابع الكترونيكي، بهويژه منابع اينترنتي انتشار يافته و همايشهاي گوناگوني براي بررسي ابعاد اين مقوله و آموزش فهرستنويسان برگزار شده است. اكنون با تدوين و تكميل طرح ابرداده دوبلين كور[47]براي اين نوع منابع، بسياري از آنها بر اساس چارچوب خاص و با استفاده از نرمافزارهاي ويژه اين كار، فهرستنويسي شده و در فهرست كتابخانهها، همچون ساير منابع، قابل بازيابي هستند. ابرداده دوبلين كور براي فهرستنويسي منابع الكترونيكي بهكار ميرود و مجموعهاي از تعدادي عناصر مهم (17 مورد) تعيين شده كه در همايشهاي مختلف ايفلا روي آن توافق شده است (:16 329-352؛ :31 8).
فهرستنويسي مجلات الكترونيكي نيز از مباحث جديد است. شناسايي راههاي حل مسائل خاص فهرستنويسي مجلات الكترونيكي كه در شكل چاپي و الكترونيكي وجود دارند، ادغام فرمت[48] ادواريها با ساير منابع در قالب مارك، تغيير مكرر عنوان برخي مجلات، و بازنگري مداوم در قواعد انگلوامريكن زمينههايي است كه كتابداران و فهرستنويسان ادواريها را با چالش روبهرو كرده است (24).
كنترل مستند نامها و موضوعها (مستندسازي). مستندسازي فرايند بسيار مهمي است كه در هر دو مقوله فهرستنويسي توصيفي و فهرستنويسي موضوعي مطرح است و مستقيمآ به انسجام فهرست و تحقق كاركردهاي آن كمك ميكند. يكي از كاركردهاي فهرست كتابخانه گرد آوردن همه آثار يك شخص و نيز همه آثار راجع به يك موضوع در كنار هم است، به شكلي كه جستوجوگر همه آنها را يكجا بازيابي و ملاحظه كند. براي تحقق اين هدف لازم است كه نام اشخاص يا سرعنوانهاي موضوعي به شكل يكدست در شناسههاي مندرج در ركوردها درج شود. يعني آنكه از شكلهاي مختلف نام به يكي از آنها كه مشهورتر يا ارجح است، ارجاع داده شود. در مورد موضوعها نيز لازم است علاوه بر كنترل شكلهاي مختلف و مترادف يك موضوع، موضوعهاي اعم، اخص، و مرتبط آن با برقراري ارجاعهاي موردنياز به ضابطه درآيد. كنترل مستند نامها و موضوعها اكنون مقولهاي مهم در آموزش فهرستنويسي و نيز پژوهش در اين حوزه قلمداد ميشود (:2 234-246؛ 21). در دو دهه گذشته، طرحهاي اجرايي گوناگوني در مراكز فهرستنويسي و كتابخانههاي ملي براي ايجاد فهرست يا فايل مستند نامها و موضوعها انجام گرفته است. در ايالات متحده، طرح ناكو[49] در مورد مستندسازي نامها و طرح ساكو[50] براي مستندسازي سرعنوانهاي موضوعي در سطح ملي و با مشاركت بسياري از كتابخانههاي بزرگ اجرا ميشود (33؛ 34).
در ايران نيز مركز خدمات كتابداري* در 1356 اقدام به تدوين و انتشار فهرست مستند اسامي مشاهير و مؤلفان* كرد. ويرايش دوم اين اثر بهصورت كاملتر در دو جلد در 1376 توسط كتابخانه ملي ايران انتشار يافت و در اختيار فهرستنويسان قرار گرفت. در مورد سرعنوانهاي موضوعي هم كتابخانه ملي توانسته است با انتشار سه ويرايش از فهرست سرعنوانهاي موضوعي فارسي* در سالهاي 1362، ،1373 و 1381 كنترل موضوعي آثار فارسي را در سطح كشور به ضابطه درآورد. اكنون فايلهاي كنترل مستند نامها و موضوعها به شكل الكترونيكي (شبكهاي و نيز ناپيوسته روي لوح فشرده) در دسترس فهرستنويسان قرار دارد و آنها بهراحتي ميتوانند هنگام فهرستنويسي از اين فايلها استفاده كرده و نامها يا موضوعهاي موردنظر را به پايگاه (فهرست) اصلي كتابخانه انتقال دهند.
پژوهش در قلمرو فهرستنويسي. در مقايسه با ساير زمينههاي كتابداري و اطلاعرساني (مانند مجموعهسازي، منابع و خدمات مرجع، چكيدهنويسي و نمايهسازي، اشاعه خدمات و مديريت ادواريها)، پژوهش در قلمرو فهرستنويسي ديرتر آغاز شد. سبب اين امر احتمالا آن بوده است كه كتابداران به فهرستنويسي بهصورت عملي و فني مينگريستند. اين نگرش باعث شد تا چارچوب تفكر تنها در محدوده قواعد و فرايند كار دور زند و فهرستنويسان پاسخ مسائل قلمرو خود را نه در راهحلهاي خلاقانه، بلكه در قواعد و دستورالعملهاي از پيش مدون جستوجو كنند.
در عين حال، تحولات پي در پي در محيط اطلاعاتي در دو دهه اخير و توسعه آموزشهاي كتابداري در مقاطع عالي و نيز تخصصي شدن كار فهرستنويسي موجب شد تا نگاه پژوهشمدارانه به جزئيات كار اين حوزه نيز معطوف شود؛ به همين دليل نخستين پژوهشهاي جدي در زمينه فهرستنويسي از اواخر دهه 1970 آغاز شد. انتشار ويرايش دوم قواعد فهرستنويسي انگلوامريكن در 1978 و نياز به اصلاح برخي عناصر و شناسهها در صدها هزار ركورد كتابخانههاي بزرگ سرآغاز پژوهش در اين حوزه بود. همچنين، انتشار ويرايشهاي جديدتر سرعنوانهاي موضوعي كنگره و تحول در ساختار آن باعث شد تا فهرستنويسان با انجام طرحهاي پژوهشي به بررسي مسائل و مشكلات موجود در دسترسي موضوعي به منابع كتابخانهها بپردازند. اين تحولات بهتدريج بر تمايل فهرستنويسان به انجام پژوهش در ابعاد مختلف كار خود و تعمق بيشتر براي بهسازي فرايند كار و در نتيجه سازماندهي بهتر منابع كتابخانه افزود.
انجمن مجموعهسازي و خدمات فني كتابخانهها (اِي.ال. سي.تي.اس.)[51] ، وابسته به انجمن كتابداران امريكا، هر چند سال يكبار اقدام به انتشار سياههاي از زمينههاي پژوهشي در حوزه فهرستنويسي ميكند (17؛ 18). در مجله >منابع كتابخانه و خدمات فني (ال.آر.تي.اس.)<[52] نيز هر سال مقالهاي مروري توسط يكي از صاحبنظران حوزه فهرستنويسي انتشار مييابد كه ساير آثار و پژوهشهاي منتشر شده در يكسال گذشته را نقد و بررسي ميكند (47:40-58).
موضوعات مطرح شده در سياهه اولويتهاي پژوهشي انجمن مجموعهسازي و خدمات فني كتابخانهها و زمينههاي بررسي شده در مقالههاي مروري مجله >منابع كتابخانه و خدمات فني <نشاندهنده طيف گسترده پژوهشها در حوزه فهرستنويسي است. برخي زمينههاي مهم حوزه فهرستنويسي كه پژوهشهايي روي آنها انجام شده و يا همچنان مورد توجه پژوهشگران است عبارتند از: آموزش و تربيت فهرستنويسان، نقش جديد فهرستنويسان در سازماندهي دانش، اصول و قواعد فهرستنويسي، مستندسازي (سرعنوانهاي موضوعي و كنترل مستند نامها)، روابط كتابشناختي[53] ، عنوانهاي قراردادي، فهرستنويسي منابع الكترونيكي و اينترنتي، نظامهاي ابردادهاي، فهرستنويسي قراردادي، و فهرستنويسي موضوعي.
در اينجا بيمناسبت نيست كه به يكي از رخدادهاي اثرگذار در قلمرو پژوهشهاي فهرستنويسي اشاره شود: در 1987، همايشي تخصصي در دانشكده كتابداري دانشگاه كاليفرنيا برگزار شد كه توجه اصلي آن به مباني نظري فهرستنويسي توصيفي بود (36). مجموعه مقالههاي اين همايش نيز سرآغاز پژوهشهاي بيشتر در همين زمينه شد. يكي از مقالهها توسط بارباراتيلت ارائه شد كه در واقع گزارش پاياننامه دكتراي وي بود (:37 255؛ :38 149-166). او روابط كتابشناختي ميان آثار را از طريق بررسي 000,500,2 ركورد كتابشناختي فهرست كتابخانه كنگره مورد مطالعه قرار داد و آن روابط را در شش نوع به ضابطه درآورد. همين پژوهش سرآغاز پژوهشهاي بيشتر در مقوله روابط كتابشناختي و جهان كتابشناختي شد (:13 33؛ 22؛ 39).
آينده فهرستنويسي. مروري بر تاريخ تحول فهرستنويسي و روند شكلگيري قواعد آن نشان ميدهد كه به موازات افزايش حجم و تنوع منابع در كتابخانهها، بر اهميت فهرستنويسي در سازماندهي بهينه منابع دانش بشري افزوده شده است. توجه به مقوله فهرستنويسي بهعنوان يكي از زمينههاي اصلي آموزش كتابداري؛ همگامي با تحولات فناوري جديد (استفاده از رايانه در فهرستنويسي و پرداختن به اشكال جديد منابع اطلاعاتي، بهويژه منابع الكترونيكي و اينترنتي)؛ بازنگري در اصول و قواعد فهرستنويسي؛ و سرانجام تدوين كاركردهاي جامعتر از هدفها و كاركردهاي فهرست كه از سوي گروه مطالعاتي ايفلا براي تدوين الزامات كاركردي ركوردهاي كتابشناختي[54] انجام شده است، حاكي از آن است كه فهرستنويسي از نظر محتوا و رويكرد بسيار متحول شده است (29). اين گروه مطالعاتي طي حدود 10 سال مطالعه در قالب يك كار گروهي، كاركردهاي چهارگانهاي را براي دادههاي كتابشناختي تعيين كرد تا هدفهاي فهرست كتابخانه مانند شناسايي آثار، جايابي آثار، ارتباط ميان آثار، و دسترسي به آثار محقق شود. بههمين دليل، ميتوان نتيجه گرفت كه دانش و مهارت فهرستنويسي از اركان اصلي حرفه كتابداري و اطلاعرساني است و از ارزش و اهميت آن كاسته نخواهد شد، بلكه با افزايش روند توليد اطلاعات (اعم از منابع چاپي يا الكترونيكي) نياز به سازماندهي همچنان مطرح خواهد بود (60:9-72). فهرستنويسي حرفهاي است علمي مبتني بر دانش نظري و كاربردي كه هدف آن به ضابطه درآوردن جهان كتابشناختي براي دسترسي بهتر و سودمندتر انسان به منابع دانش است. مايكل گورمن، صاحبنظر مشهور حوزه فهرستنويسي و سرويراستار قواعد فهرستنويسي انگلوامريكن (ويرايش دوم، 1978) فهرستنويسي را مهارتي علمي ميداند و به همين خاطر تأكيد ميكند كه فهرستنويسان وظيفه سنگيني در اين زمينه دارند و بايد براي انجام آن همواره در حال مطالعه و پژوهش باشند (:26 209-226).
همخوانسازي قواعد فهرستنويسي با محيط جديد، يعني با فهرستهاي رايانهاي و در محيط وب[55] و توجه به انواع منابع الكترونيكي چند رسانهاي و اينترنتي بيانگر تلاش جامعه فهرستنويسان براي كنترل كتابشناختي دانش بشري در عصر جديد است (:11 59-83). فهرستنويسان براي پاسخگويي به رسالت خود در سازماندهي بهينه منابع دانش، بايد همواره در تلاش باشند تا با مطالعه بيشتر، انجام پژوهشهاي كاربرديتر، كسب تجربيات نو، و تلاشهاي مبتني بر خرد جمعي، راههاي جديدي را براي افزايش بهرهوري و اثربخشي فعاليتهاي خود بيابند.
مآخذ :)1 ابرامي، هوشنگ. شناختي از دانششناسي. تهران: نشر كتابدار، ؛1379 )2 اسدي كرگاني، فاطمه. "كنترل مستند نامها در فهرست رايانهاي كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران" در فهرستهاي رايانهاي: كاربرد و توسعه: مجموعه مقالات همايش كاربرد و توسعه فهرستهاي رايانهاي در كتابخانههاي ايران، (27 و 28 آبان 1378، مشهد). به كوشش رحمتالله فتاحي. مشهد: دانشگاه فردوسي مشهد؛ تهران: مركز اطلاعرساني و خدمات علمي جهاد سازندگي، 1379، ص 234-245؛ )3 انصاري، حسن. "ابن نديم، ابولفرج محمد ابن اسحاق". دايرهالمعارف كتابداري و اطلاعرساني. ج 1، ص 86-؛87 )4 پانيدو، ايزاد. "فهرستنويسي تعاوني: تهيه و مبادله دادهها از طريق يك پروژه اروپايي و امكانسنجي اتحاديه اروپايي". ترجمه زهرا موسيزاده. در گزيده مقالات ايفلا 96(چين 1966). زير نظر عباس حرّي؛ به همت تاجالملوك ارجمند. تهران: كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران، 1376، ص 325-333؛ )5 تامسون، جيمز. تاريخ اصول كتابداري. ترجمه محمود حقيقي. تهران: مركز نشر دانشگاهي، 1366؛ )6 چان، لويس ماي. فهرستنويسي و ردهبندي. ترجمه زهير حياتي و هاجر ستوده. تهران: نشر كتابدار، 1379؛ 7) سلطاني، پوري؛ راستين، فروردين. دانشنامه كتابداري و اطلاعرساني. ذيل "فهرستنويسي" و "استانداردبينالمللي كتابنامهنويسي"؛ 8) شادمان، زهرا "فهرستنويسي پيش از انتشار". نامه انجمن كتابداران ايران. دوره هفتم، 3 (پائيز 1353): 375-؛430 9) فتاحي، رحمتالله. "آينده فهرستنويسي: فهرستنويسان حرفهاي زيادي براي گفتن دارند". كتابداري و
رحمتالله فتاحي
[1]. Edfu
[2]. John Durie
[3]. Abbe Rosier
[4]. Card catalog
[5]. Book catalog
[6]. Classed catalog
[7]. Dictionary Catalog
[8]. Smith Sonian
[9]. Anglo-American Code
[10]. Vatican Library Rules
[11]. ALA Draft Code
[12]. Library of Congress Descriptive Rules
[13]. ALA Cataloging Rules: Author and Title Entries
[14]. Anglo-American Cataloging Rules
[15]. Hanson
[16]. Jay
[17]. International Conference on Cataloging Principles
[18]. International Meeting of Cataloging Experts
[19]. UNIMARC
[20]. International Conference on the Principles and FutureDevelopment of AACR
[21]. National Union Catalog (NUC)
[22]. Lasercat
[23]. ALA Committee on Cataloging: Description and Access
[24]. Bibliographic Universe
[25]. Basis for Description
[26]. Main entry
[27]. Added entries
[28]. Access points
[29]. Uniform titles
[30]. Anonymous works
[31]. Uniform heading
[32]. Names Authority Control
[33]. Form of names
[34]. Descriptive cataloging
[35]. Subject cataloging
[36]. Class number
[37]. Cataloging source
[38]. Cooperative cataloging
[39]. Outsourcing or contracting cataloging
[40]. Original cataloging
[41]. Copy cataloging
[42]. Computerized cataloging
[43]. OCLC Bibliographic Network
[44]. WorldCat
[45]. Catalogers workstation
[46]. ISBD Electronic Resources
[47]. Dublin Core Metadata
[48]. Format integration
[49]. NACO (Name Authority Cooperative)
[50]. SACO (Subject Authority Cooperative)
[51]. Association For Library Collection & Technical Services (ALCTS)
[52]. Library Resources and Technical Services (LRTS)
[53]. Bibliographic relationships
[54]. Functional Requirements for Bibliographic Records
[55]. Web-based
|